تبلیغات
نغمه - مطالب ارسالی خوانندگان
 
نغمه
مرغ خوش خوان من اینبار بخوان نغمه عشق...
پس از اَفرینش اَدم خدا گفت به او: نازنینم اَدم....
با تو رازی دارم !..
اندکی پیشتر اَی ..
اَدم اَرام و نجیب ، اَمد پیش !!.
... زیر چشمی به خدا می نگریست !..
محو لبخند غم آلود خدا ! .. دلش انگار گریست .
نازنینم اَدم!!. ( قطره ای اشک ز چشمان خداوند چکید ) !!!..
یاد من باش ... که بس تنهایم !!.
بغض آدم ترکید ، .. گونه هایش لرزید !!
به خدا گفت :
من به اندازه ی ....
من به اندازه ی گلهای بهشت .....نه ...
به اندازه عرش ..نه ....نه
من به اندازه ی تنهاییت ، ای هستی من ، .. دوستدارت هستم !!
اَدم ،.. کوله اش را بر داشت
خسته و سخت قدم بر می داشت !...
راهی ظلمت پر شور زمین ..
زیر لبهای خدا باز شنید ،...
نازنینم اَدم !... نه به اندازه ی تنهایی من ...
نه به اندازه ی عرش... نه به اندازه ی گلهای بهشت !...
که به اندازه یک دانه گندم ، تو فقط یادم باش !!!!




با تشکر از دوست عزیزمون(نفس) از وبلاگ(گل حسرت)




نوع مطلب : اجتماعی، مذهبی، ادبیات، ارسالی خوانندگان، 
برچسب ها : خدا خدا خدا خدا خدا خدا خدا خدا خدا خدا خدا خدا خدا خدا خدا خدا،
لینک های مرتبط :

عاقبت یک روز مغرب محو مشرق می شود

عاقبت غربی ترین دل نیز «عاشق» می شود

شرط می بندم که فردایی _ نه خیلی دیر و دور

«مهربانی»، حاکم کل منـــــــــاطق می شود

هم، زمان سهمیه ی دل های دل تنگ و صبور

هم، زمین ارثیه ی جانهای لایـــــق می شود

قلب هر خاکی که بشکافد، نشانش عاشقی ست

هر گلی که غنچه زد، نامش شقایق می شود

با صداقت، آسمان سهمی برابر می دهد

با عدالت، خاک تقسیم خلایق می شود

عقل هم با عشق، یک جوری توافق می کند

عشق هم با عقل، یک نوعی موافق می شود

عقل اگر گاهی هوادار جنون شد، عیب نیست

گاه گاهی عشق هم، هم رنگ منطق می شود!

صبح فردا، موسم بیداری آیینه هاست

فصل فردا، نوبت کشف حقایق می شود

دست کم، یک ذره در تاب و تب خورشید باش

لااقل، یک شب بگو : کی صبح صادق می شود؟

می رسد روزی که شرط عاشقی، دلدادگی ست

آن زمان، هر دل فقط یک بار عاشق می شود
التماس دعای فرج.

 

 

با تشکر از ارسال کننده این شعر زیبا:خانم سیما رمضانیان





نوع مطلب : ارسالی خوانندگان، ادبیات، سرگرمی، فرهنگی، مذهبی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
هر گم شده ای به عشق مایل نشود

هر تکه کلام ساده ای دل نشود

برخیز شهید دیگری پیدا کن

حیف است که این ترانه کامل نشود!

سید مهرداد افضلی-شهر کرد


باتشکر از سیماخانم رمضانیان




نوع مطلب : ارسالی خوانندگان، ادبیات، فرهنگی، مذهبی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
هر جمعه یک پیام به امید ظهور

آری اگر تا كعبه خیلی راه مانده ست
از دست من تا دست تو یك آه مانده ست

خواندم مفاتیح الجنان را در دل شب
اما دلم در حسرت مفتاح مانده ست

بعد از گذشت سال های سال یا رب
یوسف ترین پیغمبرت در چاه مانده است

ای ماه كنعانی من!خالی خالی ست
دستی كه از دامان تو كوتاه مانده ست

ای كاش كه من نیز همراه تو باشم
هر كس كه همراهت نشد گمراه مانده ست

تنها نه من با چشم های پر ستاره
در آرزوی رویت تو ماه مانده ست

می خواستم از تو بگویم آیه آیه
اما قلم در باء بسم الله مانده ست

اللهم عجل لولیک الفرج


با تشکر از دوست عزیزمون زرناز از ارسال این شعر زیبا




نوع مطلب : فرهنگی، ادبیات، ارسالی خوانندگان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

لسلام علیک ایتهاالصدیقة الشهیدة.

فاطمیه قصه گوی رنجهاست.

بهترین تفسیر سوز مرتضی است.

فاطمیه شعر داغ لاله است.

قصه زهرای هجده ساله است.

فاطمیه آتش افروز دل است.

احتجاجش یک کتاب کامل است.

فاطمیه سینه چاک دردهاست.

شاهد نامردی نامردهاست..

فاطمیه سوز دل را ساز کرد.

دفتر داغ علی را باز کرد.

فاطمیه ماه گل افشردن است.

فتح باب تازیانه خوردن است.

فاطمیه قفل غم را شد کلید.

چونکه دارد هم شهیده هم شهید.
التماس دعای فرج.


با تشکر از شعر ارسالی دوست خوبمون[سیما رمضانیان




نوع مطلب : ادبیات، فرهنگی، مذهبی، ارسالی خوانندگان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
وقتش شده نگاه به دور و برت کنی

فکری برای این همه خاکسترت کنی

عذر مرا ببخش، دوایی نداشتم

تا مرهم کبودی چشم ترت کنی

امشب خودم برای تو نان می پزم ولی

با شرط اینکه نذر تب پیکرت کنی

مجبور نیستی، که برای دل علی

یک گوشه ای بنشینی و چادر سرت کنی

من قبله و تو در شرف روبه قبله ای

پس واجب است روی به این همسرت کنی

زحمت مکش خودم به حسین آب می دهم

تو بهتر است، فکری برای پرت کنی

ای کاش از بقیه ی پیراهن حسین

معجر ببافی و کفن دخترت کنی

من، زینب، حسن، همه ناراحت توایم

وقتش شده نگاه به دورو برت کنی

(( علی اکبر لطیفیان))
التماس دعای فرج.


با تشکر از دوست محترممون:سیما رمضانیان




نوع مطلب : ادبیات، فرهنگی، مذهبی، ارسالی خوانندگان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
هر جمعه یک پیام به امید ظهور

کسی می آید از یک راه دور آهسته آهسته
شبی هم می کند زینجا عبور آهسته آهسته

غبار غربت از رخسار غمگین دور می سازد
و ما را می کند غرق سرور آهسته آهسته

دل دریایی ما را به دریا می برد روزی
به سان ماهی از جام بلور آهسته آهسته

ازین رخوت رهایی می دهد جانهای محزون را
درونها می شود پر شوق و شور آهسته آهسته

نسیم وحشت پاییز را قدری تحمل کن
بهار آید اگر باشی صبور آهسته آهسته

کسی می آید و می گیرد احساس خدایی را
ز انسانهای سرشار از غرور آهسته آهسته

فنا می گردد این تاریکی و محنت ز دنیامان
ز هر سو می دمد صدگونه نور آهسته آهسته

به سر می‌آید این دوران تلخ انتظار آخر
و ناجی می کند اینجا ظهور آهسته آهسته

ز الطاف خداوندی حضورش را تمنا کن
که او مردانه می یابد حضور آهسته آهسته

اللهم عجل لولیک الفرج


با تشکر از دوست عزیزمون زرناز بابت ارسال این شعر زیبا




نوع مطلب : ادبیات، فرهنگی، ارسالی خوانندگان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

نه دل مفتون دلبندی نه جان مدهوش دلخواهی
نه بر مژگان من اشكی نه بر لب‌های من آهی


نه جان بی‌نصیبم را پیامی از دلارامی
نه شام بی‌فروغم را نشانی از سحرگاهی


نیابد محفلم گرمی نه از شمعی نه از جمعی
ندارد خاطرم الفت نه با مهری نه با ماهی


بدیدار اجل باشد اگر شادی كنم روزی
به بخت واژگون باشد اگر خندان شوم گاهی


كیم من؟ آرزو گم كرده‌ای تنها و سرگردان
نه آرامی نه امیدی نه همدردی نه همراهی


گهی افتان و خیزان چون غباری در بیابانی
گهی خاموش و حیران چون نگاهی بر نظرگاهی


رهی تا چند سوزم در دل شبها چو كوكب‌ها
به اقبال شرر نازم كه دارد عمر كوتاهی


(رهی معیری)
التماس دعای فرج.

با تشکر از دوست عزیزم سیما رمضانیان




نوع مطلب : ادبیات، سرگرمی، فرهنگی، ارسالی خوانندگان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جوابیه شعر باران

خدا را دوست میدارم و ماه و آسمانش را
زمین را دوست میدارم
زمین جای قشنگی است
ومن ای دوست مانندِ تواهلِ این زمینم ،
خوب میدانم
زمین را ما چنین آلوده و ناپاک می سازیم
بدان از ابتدا پروانه و گل ،
شمع و بلبل هم نوا بودند
ولی زنبور، گل را بر اسارت برد
و گل بر عشقِ خود باقیست
به گل انگِ خیانت را نچسبانیم
بیا باران و تهمت را بشوی از گل
بیا در ناودانها و بشوی هرچه سیاهی و کثیفی را
ببین اینجا برای حضرتِ حافظ
به هنگامِ تفال حمد میخوانند
من اهلِ شهرِ بارانم
و میدانم اگر باران نیاید
شهرِ من از غصه میمیرد
بیا ای رحمتِ بی انتها باران
سرودِ زندگی در توست
بسی بالندگی در توست
بیا و مهربانی کن
زمین را آسمانی کن
بیا باران بیا باران


با تشکر از دوست خوبم زرناز  که این شعر رو فرستادن




نوع مطلب : ادبیات، سرگرمی، فرهنگی، اجتماعی، ارسالی خوانندگان، 
برچسب ها : باران باران باران باران باران باران باران باران باران باران باران باران باران باران باران باران باران باران باران باران باران باران باران باران باران باران باران باران باران باران باران باران باران باران باران باران رر،
لینک های مرتبط :
نیا باران زمین جای قشنگی نیست

من از جنس زمینم خوب میدانم

که دریا جد تو در یک تبانی ماهی بیچاره را در دام ماهیگیر می راند

من از جنس زمینم خوب میدانم

که گل در عقد زنبور است

یک طرف سودای بلبل یک طرف بال و پر پروانه را هم دوست می دارد

من از جنس زمینم خوب میدانم

که ای باران پشیمان می شوی از آمدن "برگرد"!

در ناودان ها گیر خواهی کرد

پس آنگه آرزوی خورشید خواهی داشت

من از جنس زمینم خوب میدانم

که این جا جمعه بازار است

و دیدم عشق را در بسته های زرد کوچک نسیه می دادند

در این جا قدر مردم را به زر اندازه می گیرند

در این جا شعر حافظ را به فال کولیان در به در اندازه می گیرند

نیا باران...

نیا باران...


با تشکر از دوست خوبم خانم جلالی





نوع مطلب : فرهنگی، سرگرمی، ادبیات، ارسالی خوانندگان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




سلام به همه دوستان و بازدید کننده های عزیز
اگر مایلید مطالب مورد نظر شما با نام خودتان اینجا در این وبلاگ چاپ بشه لطفا مطلب بفرستید
قبلا از اینکه به سایت خودتون سر میزنید از همه شما سپاسگزارم.مطالب این سایت عموما برای بالا بردن اطلاعات عمومی است و در زمینه ادبیات نیز فعالیت دارد

مدیر وبلاگ : محمدهادی برائی نژاد
نظرسنجی
نظرتان راجع به این وبلاگ و مطالب آن چیست؟








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
آمار