تبلیغات
نغمه - درباره بم
 
نغمه
مرغ خوش خوان من اینبار بخوان نغمه عشق...

موقعیت تاریخی، شهر و ارگ بم

چنانكه از تاریخ برمی‌آید در سال 31 هجری عبداله عامر برای سركوبی زردشتیان به كرمان آمده و در همین زمان عده بسیاری از مردم بم و نرماشیر بدین اسلام می‌گروند، عبداله برای آنكه ترویج دین اسلام را كه در واقع سیاست اعراب برایایجاد سازش با مردم كشورهای متصرفه بوده است، مسجدی بنا می‌كند و در محراب آن قطعه‌ای از چوب درختی را كه حضرت رسول در زیر آن تبعیت كرده بود قرار می‌دهد.

البته اینگونه سیاستها جلوی شورش بعدی زردشتیان را نمی‌گیرد چنانكه در زمان مجاشع طغیان بزرگی بر علیه حكام مسلمان براه افتاده و این وضع تا نیمه قرن اول هجری نیز ادامه می‌یابد.

سال 100 هجری كه در واقع مقارن با فتح قطعی اعراب است تعداد زیادی از مردم بدین اسلام می‌گروند و مساجد بسیاری در كرمان بنا گشته و آتشگاهها ویران می‌شوند.

كوشش ایرانیان برای اخراج حكام عرب كه منجر بنوعی همكاری بین آنان و خلفای عباسی می‌گردد، سبب قدرت یافتن ابومسلم در خراسان شده و در سال 131 هجری حكومت به تصرف ابومسلم و یاران او در می‌آید.

حكامی كه بعد از این وقایع از طرف خلفای عباسی به حكومت كرمان برگزیده شدند، اكثراً سعی بر آن داشتند كه از این خان نعمت و فاصله بسیار با دربار خلیفه استفاده كرده و سود زیادی نصیب خود كنند.

سال 219 مصادف است با آمدن سپاه ترك دست نشانده خلفای عباسی این دوره را می‌یابد عصر تاخت و تاز و جنگ و گریز در ایالت كرمان محسوب داشت.

سال 254 هجری مقارن با فتح كرمان توسط یعقوب لیث می‌گردد ”چون به بم رسید، اسمعیل بن موسی كه ملجاء همهء خوارج بود، با یعقوب حرب كرد“ ارگ و قلعه در زمان حمله یعقوب آبادان بوده و چنانكه از گفته یعقوبی برمی‌آید، تبعیدگاه اسرا و حكام مغلوب بوده است.” سپس یعقوب بن لیث صفار در شوال سال دویست و پنجاه و نه رهسپار نیشابور شد و محمدبن طاهر را دستگیر كرد و خود و خاندانش را در بند نمود... و آنان را در قید و بند به ”قلعه كرمان“ كه بآن ”قلعهء بم“ كفته می‌شود فرستاد“ (البلدان)

چنانكه در بخش جغرافیای تاریخی متذكر شدیم، بنا به گفته یعقوبی ارگ بم در زمره، قلاع آباد و شاید مهمترین آنها در سنهء 278 بشمار می‌آمده است ابن فقیه نیز بم را در شمار شهرستانهای آباد كرمان و در ردیف سیرجان كه مركز آن روزگار بوده، محسوب داشته است.

بنا به گفته اصطخری و ابن حوقل (346 و 367 ه.ق) شهر به منطقه كشاورزی بزرگی را شامل می‌گردیده و دارای نخلستانها و باغ‌های آبادی بوده است. در بم سه مسجد وجود داشته یكی در بازار (مسجد خوارج)، دیگری در كوی بزازان (مسجد اهل سنت) و آخرین آنها در قلعه بوده است.

چنانكه مشاهده می‌گردد حصار مرتفع موجود در سال 346 هجری وجود داشته و چنین بنظر می‌رسد كه قبل از هجوم اعراب ساخته شده باشد زیرا همانطور كه ملاحظه می‌شود در دو سه قرن اول هجری حكام كرمان بنا بر حوادث پی‌درپی و جنگ‌های بسیار فرصت ساختن چنین قلاعی را نداشته‌اند و اصولاً حكام عرب كه به این ناحیه گسیل می‌شدند، چندان دلبستگی به توقف در این ناحیه نداشته و بیشتر در صدد فتح خراسان و فارس بوده‌اند.

مطلب دیگری كه حائز اهمیت است توسعه صنعت نساجی و اهمیت آن در ناحیه بم است، گمان می‌رود كه این صنعت قبل از حمله اعراب نیز در این ناحیه وجود داشته، زیرا بر طبق مطالبی كه متذكر شدیم، حكام عرب نمی‌توانسته‌اند در توسعه صنایعی چون صنعت نساجی نقش مهمی داشته باشند.

سنهء 246 هجری مقارن با طغیان طاهر و تركان سامانی است. محمدبن الیاس كه در خراسان سرگرم كارزار بوده با سپاهی عازم كرمان می‌شود: ”غفله بر سر او تاخت (طاهر) و در ناحیهء بم جنگ سختی در گرفت، یوزتمر در شهر حصار گرفت و بالاخره ناچار مجبور شد امان بگیرد.“

پس از مدتی باز هم قلعهء بم پناهگاه لشگر شكست خوردهء كرمان در مقابل عصیانگران شرقی (خلف بن احمد و پسرش) می‌گردد.

بر طبق گفته‌های مقدسی (375 ه.ق) در قرن چهارم تجارت كرمان رونق داشته و شهرهای آن انبار كالاهای ممالك شرق اسلامی بوده است. رونق صنعت نساجی و پارچه‌های بافت كرمان در عراق و مصر مورد خرید و فروش قرار می‌گرفته و بازرگانان خراسانی در شهر نرماشیر با بنادر عمان در داد و ستد بوده‌اند.

چنانكه مؤلف حدودالعالم می‌گوید (372 ه.ق) بم در آن زمان از جیرفت كه خود انبار كالاهای هند بود، با اهمیت‌تر به شمار می‌آمده است.

 

12ـ توسعه راههای تجاری در عهد سلجوقیان

 

مقدسی از بازار پل گرگان صحبت می‌كند كه اكنون محل آن معلوم نیست و گمان می‌رود پس از مدتی بكلی ویران شده باشد. او شهر بست بم معمور و دارای چهار دروازه، كوسكان، آسبیكان، كورجین و نرماشیر بوده است، كه توضیح بیشتر در این مورد در بخش جغرافیای تاریخی ذكر گردید.

علل اهمیت و رونق و آبادانی ناحیه بم را در این دوره از تاریخ آن باید در موقعیت خاص جغرافیایی آن جستجو كرد، زیرا این قلعه مستحكم بر مرز كرمان و سیستان قرار داشته، و آخرین پایگاه نظامی مستحكم حكام عرب در مقابل اقوام مهاجم شرقی بوده است، از طرفی راه تجارتی كه ممالك غربی اسلام را به هندوستان و ممالك آسیای باختری مرتبط می‌ساخت از این حدود عبور می‌كرده است و نباید فراموش كرد كه ارتباط تجاری خراسان با دریای عمان و حتی نواحی مركزی ایران از همین ناحیه امكان‌پذیر می‌گردیده، لذا جای تعجب نیست كه مقدسی متذكر شود بازرگانان خراسان در نرماشیر به داد و ستد مشغولند و با آنكه جیرفت را بصرهء كرمان بخواند.

حكومت سلاجقه بر كرمان كه پس از شكست سلطان مسعود غزنوی از آنها، آغاز گردید خود بخش جدیدی در تاریخ شهر بم محسوب می‌گردد قاورد كه دست نشاندهء سلاجقه بود به حكومت كرمان و سیستان برگزیده می‌شود و اوكه اهمیت حفظ حدود و ثغور این ناحیه را می‌دانست پس از اصلاحاتی، در حفظ راهها بخصوص راه تاریخی جنوب دشت لوت كه از بم می‌گذشت، می‌كوشد.

حكومت شاهزادگان ترك تا سنه 562 هجری كه طغرلشاه فوت نمود، تا حدی سبب امنیت و آبادانی كرمان گردید. در دورهء حكومت ارسلانشاه تجارت كرمان با حبشه و هندوستان، زنگبار و چین، بخصوص از بنادر جنوب توسعه بسیار یافت و محمد شاه (551 ه) در بسیاری از شهرهای كرمان، از جمله بم، مدرسه و رباط و مسجد احداث نمود. در زمان طغرلشاه تجارت كرمان به اوج خود رسید. در این دوره شهر بم اكثراً مقر حكومت شاهزادگان ترك بخصوص جانشین حاكم وقت بود.

پس از مرگ طغرلشاه آشوبی در كرمان براه افتاد كه تا چندین سال امنیت و اعتبار كرمان را بكلی از میان برد. علل بروز این آشوب وجود سه پس طغرلشاه بود كه برای بدست آوردن حكومت كرمان قصد جان یكدیگر را می‌كردند. پران طغرل شاه كه شهر بم را در موقعیت خوبی یافته بودند پیوسته در صدد تصرف آن برمی‌آمدند. این قلعه در دفعات متعدد محل اقامت هریك از سه شاهزاده ترك بود.

بطوری كه از گفته شریفه ادریسی برمی‌آید شهر بم در این سالها و بخصوص قبل از مرگ طغرل‌شاه، شهری بزرگ و آباد بشمار می‌رفته و دارای قراء و قصبات زیادی بوده است. بنا بر گفته او ارگ و استحكامات آن معمور و آباد و اهالی آن به كارهای نساجی و تجارت مشغول بوده‌اند.

سال 562 خرابی (569 هجری) مصادف است با كوتوالی سابق طی سهل بر قلعه بم، كه در حوادث بعدی كرمان نقش مهمی داشته است. افضل در مورد او چنین می‌گوید: ”او در این كوتوالی و پیشوائی طریقتی از مروت نهاده و شیوهء از ایالت در دست گرفت. در رعایت جانب رعیت و اقامت مراسم راستی و عدالت و محافظت حقوق اكابر و اصاغر (چون اهتمام نمود) كه اولاً ملك طغرلشاه در جنب او گم شدند... و چون مردم بم بعهد ولایت او بر فراش معاش بیاسودند.“

دیوار ربض شهر بم (شهربست) در این دوران وجود داشته و معمور بوده است. بطوری كه از تاریخ مختصر برمی‌آید شهربست و دیوار مرتفع ارگ موجود بر اثر حمله ملك ارسلان خراب می‌شود و چنانكه از مطالعه تاریخ مختصر برمی‌آید سابق طی سهل و بطور كلی مقام كوتوالی ارگ بم در دوران سلاجقه اهمیت بخصوصی داشته، و بر طبق گفته تواریخ موجود سابق‌علی در ناحیه بم نفوذ و قدرت فراوان داشته است.

حمله غز به كرمان بنا به روایتی به تشویق سابق طی انجام گرفته و قبایل غز تمام نواحی كرمان به جز شهر بم و اطراف آنرا مورد غارت و هجوم قرار داده‌اند.               (580 هجری)

سابق‌علی كه خود موجب هجوم غز شده بود، مجبور به اطاعت از ملك دینار غز كه به بم آمده بود، می‌شود. بر طبق گفته افضل ملك دینار مردی رعیت دوست بوده و سعی درآبادانی ولایت كرمان داشته است.

البته آنچه كه افضل در وصف ملك دینار بیان می‌كند خالی از اغراق نیست. چه ملك دینار بنا بر اجبار و بمنظور كسب مال بیشتر مجبور به رسیدگی به كار رعایا بوده است. و چنانكه آشكار است در اینگونه امور حكما و دانشمند دربار او نقش مؤثری داشته‌اند.

افضل در كتاب خود اطلاعاتی از وضع آن روزگار بدست می‌دهد كه لازم به تذكر است: ”از حكایت عدلش یكی آنست كه پیش از این رعیت روز مال قسمت می‌گذارد و شب بربار و پاس می‌داشت امروز رعیت در بستر فراغ خفته است و حشم بربار و پاس می‌دارد و دیگر آنكه پیش از این اگر كسی به حالت نزع می‌رسید مرد سلطان و موكل دیوان بر بالین او بود تا جان از طرفی برند و مال از طرفی با مرده و گریه گذارند. امروز اگر هزار قارون بروند و هزار گنج بگذارند هیچكس بدیدهء طمع درو ننگرد و دست تعرض بدان دراز نكند.“                       (عقدالعلی)

بنا بر نقل قول افضل كه در بخش جغرافیای تاریخی ذكر گردید، ناحیه بم و شهر آن معمور و آباد بوده واستحكامات ارگ در نهایت محكمی، و از طرفی صنعت نساجی و تجارت رونق بسیار داشته است. (584 ه)

در این میان توجه امرای خوارزمشاهی به كرمان جلب می‌شود و ملك زوزن گویا موقعیت شهر بم و خطرات ناشی از وجود چنین قلعه‌ای را دانسته، در صدد خراب كردن باروی آن برمی‌آید و در ظرف یك هفته باروی شهر را زیرورو می‌كند، سپس عازم سیستان شده آن ولایت را متصرف می‌شود. (609 ه.)

دوستی و بندگی حاكم كرمان ـ امیر براق حاجب (از امراء خوارزمشاهیان) با منگوقاآن و خلیفه سبب می‌شود كه ولایت كرمان از شر وجود قبایل وحشی مغول در امان بماند.

پس از تكیه غازان خان بر منصب خاقانی، باز هم در قلعه بم شورشی بپا می‌شود كه محمد شاه پس از تسخیر ربض شهر دو ماه قلعه را محاصره می‌كند. این وقایع پی‌درپی با هجوم دو قوم جرمان و اوغان به كرمان بصورت وخیم‌تری در می‌آید.

هجوم مغول مقارن تیره روزی مروم ستم كشیده بم و كرمان بود، ظلم و ستم حكام را بر رعایای بم در دوره مغول از عبارات ذیل بخوبی می‌توان درك كرد: ”گاهی رشیدالدین (فضل‌اله وزیر حكام مغول) ناگزیر پسران خود را مواخذه می‌كرد. مثلاً در نامه‌ای كه به پسرش محمود حاكم كرمان نوشته است می‌نویسد كه: جاسوسان به وی خبر داده‌اند كه محمود نسبت بمردم بم ظلم كرده و آنانرا بروز سیاه نشانده است زیرا از مردم مالیات می‌گیرد و بمصارف شخصی می‌رساند و حقوق و عوارض دیوانی می‌گیرد و بروات سلطانی حواله می‌كند و ”قلان“ و مالیات اغلام و احشام (قبچور) و حقوق و عوارض برای سربازان می‌ستاند و مالیات گوناگون زاید (=اخراجات متفرقه) وصول می‌كند. از اینرو رشیدالدین سه سال بم را از ”قلان“ و ”قبچور“ و ”طیارات“ و حقوق ”دیوان“ كرمان و دربار بزرگ (=اردوی اعظم) معاف كرد تا روستاهای خراب و مزارع بایر آباد شود از این گذشته مقرر كرد كه بذر و وجه برای تهیه ادوات كشاورزی و وجوهی بعنوان مساعده از محصول املاك رشیدی در ناحیهء بم بمردم آن سامان دهند. (مالك و زارع)

حكومت آل‌مظفر نیز مجدداً سبب محاصره قلعه بم بوسیله امیر مبارزالدین محمد می‌گردد. دراین ایام اخی شجاع‌الدین نام بمی كه در زمان سلطان محمد خدابنده به كوتوالی قلعه برگزیده شده بود در صدد مقابله و تعمیر ارگ برمی‌آید (742 ه.) و امیر مبارزالدین از آب قنوات و رودخانه استفاده نموده دیوار قلعه را خراب كرده و ارگ بم را تصرف می نماید زمان این محاصره را در حدود چهار سال ذكر كرده‌اند.

امیر مبارزالدین پس از این حادثه متوجه دو قوم اوغان و جرمان می‌شود و در جنگ از آنها شكست می‌خورد. وجود این دو قبیله بخودی خود سبب ناامنی بیشتر در نواحی جنوبی كرمان و راههای تجاری این منطقه می‌گردد.

در سال (765 ه) قلعه بم محل زندانی شدن شاه شجاع پسر امیرمبارزالدین بود. پس از حكومت شاه شجاع در سال 767 هجری او و سپاهیانش به جانب بم می‌روند و در این اوقات كوتوال قلعه شخصی بنام سیف‌الدین حسین بوده است كه اظهار اطاعت و بندگی می‌كند.

یاقوت كه در حدود همین سالها می‌زیسته، بم را شهری بزرگ در ایالت كرمان نامیده و از صنایع نساجی و قدوات آن تمجید بسیار كرده است. (623 ه.)

حمداله مستوفی نیز از استحكامات قلعه بم تعریف بسیار كرده است چنانكه از گفته یاقوت برمی‌آید كرمان در زمان سلاجقه بسیار آباد بوده و در زمان او (یعنی قرن هفتم مقارن با قرن سیزدهم میلادی) رو بویرانی نهاده است. خرابی كرمان در قرن هشتم بدست امیر تیمور باعث تشدید این وضع شد و اساس تشكیلات موجود روستائی را برانداخته و شاید اوضاع و احوال نامساعد طبیعی كرمان از احیاء آن جلوگیری كرده است.

شاه شجاع قبل از مرگ وصیتی نموده كه موقعیت شهر بم را در سال 786 هجری بخوبی روشن می‌كند ”... رعایای كرمان مردم فقیر و مظلومند و نفوس ایشان تأثیر عجیب دارد، با ایشان بنوعی معاش كنند كه پدران ما كرده‌اند بكرم و عدالت و مرحمت. دیگر، خطهء بم خراب است و گفته‌اند در زمین كرمان سه شهرست: بردسیر و سیرجان و بم، اگر آن دو شهر خراب باشد و بم معمور بود، این شهرهایدیگر معمور شود و اگر آن دو شهر معمور بود و بم خراب، بم را معمور نتوان كرد، چه بم سرحد هند و سند و سیستان و خراسان و كابل است“

چنانكه ملاحظه می‌شود اهمیت بم نه تنها ناشی از وجود یك منطقه بزرگ كشاورزی در نواحی اطراف آن بوده، بلكه موقعیت خاص جغرافیایی آن اهمیت بیشتری داشته است، و به جرات می‌توان گفت كه علل آبادانی این شهر در طول چنین تاریخ مشوش تنها همین دو عامل بوده‌اند.

حكومت گوركانیان كه در واقع اعقاب تیمورلنگ بودند با امیر ایدكو در كرمان آغاز گردید، امیر ایدكو چندین قلعه مشهور را در كرمان بكلی ویران ساخت (البته در مورد قلعه بم ذكری نشده است و بنظر هم نمی‌رسد كه آن را خراب كرده باشد) در این زمان شورش قبایل غارت‌گر بلوچستان ادامه داشت.

چون تیمور درگذشت حكومت كرمان با ایدكو بود، او خواست خطبه بنام خود بخواند ولی سید شمس‌الدین ابراهیم بمی از عرفای بزرگ بم كه نفوذ بسیار داشت مانع این كار می‌شود، دلیل این امر به ظاهر این بوده كه حكومت واقعی در اختیار شاهرخ بهادرخان است، ولی چنین برمی‌آید كه سید شمس‌الدین نمی‌خواسته كرمان محل تاخت و تاز امراء گوركانی شود.

سال 811 هجری مصادف است با محاصره شهر بم بوسیله میرزا ابابكربن میرانشاه بن امیر تیمور كه در ابتدا با مقاومت كوتوال قلعه مواجه گشت ولی پساز فرستادن قاصد و پیام كوتوال قلعه قبول اطاعت كرد.

میرزا ابابكر قصد تعمیر ارگ را داشته چه می‌دانسته بزودی سپاه اویس به آنجا می‌رسند، ولی سیدشمس‌الدین بمی از اینكار او ممانعت بعمل آورده و به بهانه آنكه رعیت مشغول زراعت است و تعمیر قلعه كمكی به حكومت او نمی كند میرزا ابابكر را منصرف می‌نماید ”بدینطریق از تعمیر موقت قلعه جلوگیری شد و همین امر باعث شد كه چندی بعد سلطان اویس بقصد ابابكر آمد قلعه تسلیم شود، ... نكتهء شایان توجه اینست كه پس از غلبهء سلطان اویس، سیدشمس‌الدین نیز از نزدیكان او گردید و حتی چندی بعد كه مورد بغض شاهرخ قرار گرفت بعنوان وساطت بدرگاه شاهرخ رفت“                        (مقاله ارگ بم)

سلطان اویس پس از فرار میرزا ابابكر به كرمان برمی‌گردد، ولی ابابكر در جیرفت سپاهی جمع كرده عازم بم می‌شود و پس از شكست سپاه اویس، دستور به تعمیر قلعه بم می‌دهد ”بنیاد عمارت قلعه بم كردند و ظلم و جور و تعدی آغاز نهادند و مردم را زیر چوب و شكنجه كشیدند، در هژده روز قلعه بم را سرسری در اخر ماه رمضان تمام كردند و مضبوط گشت از پل و خندق و بارو و غیره و خلایق را بحكم باندرون قلعه بردند و منادی می‌كردند كه هر كه در بیرون قلعه باشد او را تالان كنند.“ (مقاله ارگ بم)

”سید شمس‌الدین در فترات حملات تیموریان پناهگاه بم محسوب می‌شد و خانه او مامن عموم بوده است، در رساله مقامات عرفای بم راجع به بنای خانه شمس‌الدین و كیفیت توجه او بمردم، آمده:

”نقل است خدام آن حضرت (شمس‌الدین) خانه‌ای در بم می‌نهادند و می‌فرمودند كه پی و دیوارها محكم بنهید كه این خانه گریزگاه تمام بم خواهد بود، و پنج نوبت چنین شد:

نوبت اول چون سلطان اویس بر سر ابابكر میرزا آمد و او بهزیمت به جیرفت رفت و مردم بم را بعضی در صحرا شهید كردند و بعضی را برهنه كردند و هر چه عوراتی كه در بم بود روی بخانهء آن حضرت نهادند وضیع و شریف تا آن فتنه نشست.

نوبت دوم چون میرزا ابابكر را در جیرفت بقتل آوردند خلق كه در قلعه بودند از مرد و زن بیرون آمدند و قلعه را بگذاشتند و بدولتخانه آن حضرت آمدند. (ظاهراً خانه او خارج ارگ و قلعه بم بوده است)

نوبت سیم چون امر فاضل از لشگر اسكندر میرزا به بم رسید مجمع خلق در آنجا بودند و ده شبانه روز آنجا بودند در امان خدا و اگر یكی بیرون می‌رفت شكنجه می‌كردند و می‌سوختند ... نوبت چهارم لشگر امیرزاده اعظم ... شاهرخ ... برسید. خلق غلو كردند و به تعجیل درخانهء آن حضرت در آمدند آن مقدار كه در دهلیز سرای گاو در زیر دست و پای مروم بمرد“                       (مقاله ارگ بم)

آنچه كه مسلم است، شهر و ربض بم وسیع‌تر از حدود آن در دورهء سوم بوده، و وجود بناهای پراكنده در نواحی شرقی شهر فعلی بم كه در فواصل چند كیلومتری آن واقع‌اند خود گواه بر این مدعا هستند، بهنگام مطالعه و نقشه‌برداری این ابنیه به اراضی وسیعی دراین ناحیه برخوردیم كه با وجود تغییرات بسیار مقادیر قابل ملاحظه‌ای آجر و سفال در سطح آنها پراكنده بود این سفالها در بخشی كه به نظر كوره سفال‌پزی می‌آمد بیشتر مشاهده گردید.

با توجه به تمام مطالب فوق و آنچه كه در توصیف بناهای آن دوره شهر بم در كتب جغرافیا و تاریخ درج گردیده، شكی نیست كه در نواحی شرقی بناهای بسیار وجود داشته‌اند و بخش بزرگی از شهر در این ناحیه مستقر بوده است.

........................................................
ارگ بم عضوی از منظومه ای بزرگ از بناهای تاریخی است كه آن را در میان گرفته اند ؛ شهر باستانی دارزین با قدمتی در حدود هزاره اول پیش از میلاد در اراضی شمال غربی بم امروزی برپا بوده و هنوز كوشك های میان محله های شهردوران قرون اولیه اسلامی در آن بر پامانده اند و تنها قریه كوچكی در حوزه غربی آن آباد است ؛ قلعه دختر در شمال رودخانه پشت رود و در جنوب آن بنای چارطاق و ساختمان كوشك و پیر علمدار و همچنین در مشرق و نزدیكی ارگ، بنای تاریخی مسجد حضرت رسول بر پیرامون فضای ارگ برپا بوده اند . هرچند كه پیشینه این بنا ها سالیابی نشده است ، با این حال قدمت آن ها ، از قرون اولیه دوران اسلامی تا دوره ایلخانی قابل تخمین به نظر می رسد.
 سالیابی بناهای تاریخی واقع در ارگ بم و همچنین بناهای پیرامون آن تاكنون در برنامه كار باستان شناسان قرار نگرفته است ، از اینرو شایسته است كه بیشتر به گزارش های شفاهی مردم و متون تاریخی اكتفا نمود. . در متون تاریخی ؛ پیدایش ارگ بم را به بهمن بن اسفندیار نسبت داده اند، و او را اردشیردرازدست از شاهان دوران هخامنشی قلمداد كرده اند. در سیمای برخی از برش های ارگ نیز لایه های ساختمانی بیشماری نمایان است كه گویای ساخت و سازهایی مكرر در ارگ و تأییدی بر درستی تخمین قدمت متون تاریخی است.
هرچند كه تا كنون وقوع زلزله های بزرگ در منطقه بم گزارش نشده است و یا دست كم از آن بی اطلاع مانده ایم ، با این حال ارگ بم طی عمر طولانی خود ، بارها مورد مهاجمه ها ، جنگ ها و محاصره های طولانی دشمن تخریب و ویرانی بوده و نشانه های شاخصی از ویرانی های آن در دست است . با این حال هر باربالنده تر گذشته برای استقرار نسل های بعدی انتخاب شده ، مرمت شده و گسترش یافته است .
ساكنان ارگ بم در حدود یكصد و پنجاه سال پیش ، برای آخرین بار مأوای ارگ را ترك نموده ودرون باروی شارستان و در میان باغ ها و نخلستان های بیرون از شهر سكنی گزیدند. وسعت ارگ بم به ییست هكتار می رسد . جز باروی شارستان كه درحوزه شمالی به باروی ارگ نزدیك است و به فاصله اندكی از باروی ارگ جا دارد . در حوزه جنوبی چهار بارو بخش فراز كوه سنگی را احاطه كرده است كه به احتمال زیاد راستای هر بارو نشان دهنده گسترش حاكم نشین ارگ در دوره ای از تاریخ است . ساختمان ارگ بم در شكل توسعه یافته اش از دو بخش مردم نشین و حاكم نشین تشكیل شده است. در فضای شمالی بیرون ارگ ، بنای گنبد بزرگ یخدان و در نزدیكی آن دیواره رفیع یخ چاوون جا دارد .
بخش حاكم نشین بر فراز قله صخره و در شمال ارگ جا دارد و متشكل از بنا هایی است، همچون؛ برج اصلی ، چهارفصل ، خانه حاكم ، چاه آب ، حمام ، خانه رئیس سرباز خانه (ساختمان معروف به آسیاب بادی) ، سرباز خانه ، دروازه (ساسانی) و برج و باروی این مجموعه را شامل می شود . گفتنی است كه جز بنای آسیاب بادی ، دیگر بخش های حاكم نشین بر باروهایی سنگی با بلندی نزدیك به هفت متر استوار شده است كه در زیر روكش كاهگلی پنهان مانده است ، چنین به نظر می رسد كه در لایه های مانده در محدوده باروی سنگی به ویژه در سطوح زیرین آن كهنه ترین بخش حاكم نشین باشد. در بخش شرقی حاكم نشین دروازه مسدود شده ای است كه آن را كد كرم (خانه كرم) می خواندند و وجود این پدیده را سندی بر جا مانده از داستان هفتواد تلقی نموده اند.
فضای مردم نشین یا عامه نشین با حصاری بلند در راستای شرقی غربی از بخش حاكم نشین جداشده و دسترسی این دوبخش به یكدیگر از راه دروازه ای است كه از شمال بنای میر آخور به سرباز خانه حاكم نشین می رسد. بخش مردم نشین را به دوره ای از گسترش ارگ نسبت داده اند ، با این حال این دوبخش در میان باروی حصینی با 38 برج بزرگ و كوچك جای دارد كه یكپارچه به نظر میرسد وتنها دروازه این مجموعه در میان باروی جنوبی مردم نشین جاسازی شده است . فضای مردم نشین شامل : دروازه ورودی ، بنای سردروازه ، راسته بازار ، مسجد جامع ، بنای زورخانه (مقبره) ، ساباط و خانه جهودا ، میدان تكیه، مسجد پیامبر ، حمام ، مدرسه (خانقاه) ، اصطبل ، بنای میراخور و محله های مسكونی است .

طی سال های اخیر ، مرمت و بازسازی ساختمان میرآخور در شمال بنای اصطبل به عنوان دفتر كار مرمت و احیای ارگ ، سرآغازی بود بر فعالیت های كلان سازمان میراث فرهنگی كشوردر شهرستان بم .در این رهكذر به مرور بررسی ، خواناسازی و احیای شبكه معابر و بناهای سردروازه ، راسته بازار ، چارسوق ، مسجد جامع ، مجموعه میرزا نعیم ، خانه ساباط ، بناهای پیرامون میدان تكیه ، اصطبل ، مدرسه ، سربازخانه ، خانه رییس قشون ، بخش جنوبی و بخش غربی بارو و برج های پیرامونی ارگ ، ساختمان گنبد یخدان ، باروی یخچاوون و مسجد حضرت رسول در فضای بیرونی ارگ مرمت و احیا گردید و برای تحقق اهداف از پیش تعریف شده راه اندازی شد و سامان گرفت .
 در كاوش های سالهای اخیردر فضای دروازه اسپیكان كه در باروی شارستان و در شمال غربی ارگ واقع است ، تاسیسات آب رسانی مخفی ارگ آشكار گردید .آب دو رشته قنات در ساختمان پخشگاه همجوار با این دروازه ، چند بخش شده و بخشی از آن از طریق تنبوشه به ساختمان شترگلو واقع در خندق غربی می رسیده و به میان ارگ هدایت می شده و در ساختمان حمام بخش غربی مردم نشین ظاهر می گردیده است .
   
   
  دانشنامه جهان اسلام

مدخل (بم) نوشته خسرو خسروی

بًم، شهرستان،‌ شهر، و قلعه ای در استان كرمان.

 1) شهرستان بم (جمعیت طبق سرشماری 1375 ش 198435 تن، كه از آن میان حدود 43 درصد شهرنشین؛ و حدود 47 درصد روستانشین بوده اند). در مشرق و مركز استان كرمان قرار گرفته، از شمال به شهرستان كرمان، از مشرق به شهرستانهای زاهدان و ایرانشهر، از جنوب به شهرستان جیرفت

، و از مغرب به شهرستان بردسیر محدود است. مشتمل است بر چهاربخش حومه (مركزی)، رایگان، نًرماشیر و فًهوج، و شهرهای بم و بًروات. كویر لوت (دشت لوت)، در قسمت شمال و شمال شرقی آن واقع شده و مغرب آن كوهستانی است. آبادیهای بم در دامنة كوهها و دشت قرار دارد. رشته كوههای بارز و كوههای راین درشمال و مغرب آن (ارتفاع بلندترین قله: 4465 متر به نام هزار در بخش راین) تا جنوب شهرستان امتداد دارد، و در آنجا شاه كوه و نمداد (ارتفاع بلندترین قله: 3491 متر) نامیده می شود. كوه كِشیت در شمال شهرستان با جهت شمال غربی – جنوب شرقی تا مغرب شهر بم امتداد دارد و كویر لوت را از درة‌ تهرود جدا می كند. گردنة سرپشت در نزدیكی دارزین در مغرب شهر بم واقع است. رودهای موسمی آن فهرج و تَهْرود جدا می كند. گردنة سرپُشت در نزدیكی دارزین در مغرب شهر بم واقع است. رودهای موسمی آن فهرج و تَهرود است. تَهرود از كوه هزار در ارتفاعات ساردویه سرچشمه می گیرد، از دهستان تهرود، در بخش راین، می گذرد و به لوت شورگَز منتهی می شود. بم در تابستان بادهای گرم به نام لِوار دارد. در مشرق شهرستان،‌ در بخشهای ریگان و نرماشیر، جنگلهای تُنُكِ درختان گز و كَهور دیده می شود. دره های واقع در كوههای بارز و كشیت،‌ با آب فراوان و سبز و خرمی،‌ از دیرباز باعث سكونت مردم در آنجا و پیدایی آبادیها و كشت و ورز شده است. آب آشامیدنی مردم از چشمه ها و چاههای عمیق و نیمه عمیق و قنات تامین می شود. دهها رشته قنات،‌ زمینهای آن را مشروب می كند. از محصولات عمدة آن گندم و جو و مركبات است. خرما و حنا و مركبات آن صادر می شود. از صنایع دستی قالی بافی،‌ سبدبافی،‌ حصیربافی و گلیم بافی دارد. پرورش گاو و گوسفند و بز در آن رایج است. در نواحی بیابانی بم از شتر برای رفت و آمد و باركشی استفاده می شود. معادن مرمر و چشمة آب گرم معدنی دارد. راه اصلی كرمان – زاهدان، كرمان- ایرانشهر، و كرمان- جیرفت از آن می گذرد. این شهرستان زلزله خیز است. از جمله آثار باستانی آنجاست: میل نادری (درست تر: میل قاوردی)، از آجر، از دوره نادرشاه به ارتفاع تقریبی چهل گز در نزدیكی شهر فهرج (وزیری كرمانی، 1364 ش، ج 1، ص 355،‌ 356، حاشیه)؛ قلعة دختر؛ ویرانه های شهر قدیمی ریگان از دورة اشكانی (مستوفی، ص 349) در حدود 37 كیلومتری جنوب شرقی شهر فهرج؛ ویرانه های ساسانی – اسلامی نرماشیر، نزدیك روستای چَغوك آباد (حدود نوزده كیلومتری جنوب غربی آبادی فهرج)؛ و قلعه (ارگ) بم در 1316 ش، شهرستان بم در استان هشتم با بخشهای بم (حومه)‌، سبزواران (جیرفت)، ساردویه،‌ كهنو (كَهْنوج)، و مَشیز (بردسیر) تشكیل شد (ایران. وزارت كشور، ص 15 مكرر). در تیر 1324 بخش بردسیر از آن مجزا و تابع شهرستان سیرجان گردید (همان، ص 23 مكرر) طبق تصویبنامة شهریور 1325، دهستان نرماشیر (فهرج) تبدیل به بخش، و تابع شهرستان بم شد (همان، ص 24 مكرر) و جیرفت از شهرستان بم مجزا و تبدیل به شهرستان گردید (همان، ص 25 مكرر) درهمان سال،‌دهستانهای اسفندقه و راین از بخش ساردویه مجزا و به عنوان بخش، تابع شهرستان جیرفت شد (همانجا) در مهر 1326، دهستان ده بكری (مُرغَك)، از بخش مركزی (حومه) شهرستان بم مجزا و تابع بخش راین و جزو شهرستان بم گردید، و دهستان اسفندقه از بخش راین شهرستان بم مجزا و ضمیمه بخش ساردویه و تابع شهرستان جیرفت شد (همان، ص 26 مكرر) بعداً بخش كهنوج نیز از شهرستان بم جدا و به شهرستان تبدیل شد.

 2) شهر بم. مركز شهرستان بم (جمعیت طبق سرشماری 1375 ش: 70079 تن)، در ارتفاع حدود 1060 متری،‌ در دشتی حاصلخیز، در شمال رشته كوههای بارز در مسیر راه اصلی كرمان – زاهدان، و كرمان – ایرانشهر- چابهار (دریای عمان)، در حدود 200 كیلومتری جنوب شرقی شهر كرمان واقع است. فاصلة آن تا ایرانشهر در جنوب شرقی حدود 357 كیلومتر، و تا جیرفت در جنوب غربی حدود 118 كیلومتر است. آب و هوای آن عمدتاً كویری است. حداكثر مطلق دمای آن به 49 درجه سانتیگراد، و حداقل آن به 9- درجه سانتیگراد می رسد. گاهی در بم برف می بارد. رشته كوههای بارز مانند سدّی در جنوب دشت بم كشیده شده است. رود موسمی تهرود از شمال شهر به نام رود بم (یا رود پشت) می گذرد. آب آشامیدنی بم عمدتاً از چاه و قنات تامین می شود. حدود 29 رشته قنات با جهت غربی- شرقی وارد شهر و حومة آن می شود. طول برخی از آنها به حدود بیست كیلومتر می رسد. محلة قدیمی زرتشتیها در شمال غربی شهر واقع است. از جمله بناهای قدیمی شهری: مسجد سید (تاریخ بنا: 1262)؛ امامزاده اسیری؛ مسجد اسعدالدوله (1294)؛ بقعة امامزاده زید منسوب به یكی از امام چهارم علیه السالم كه زیارتگاه اهالی است؛ و مسجد وكیل (تاریخ بنا: 1284-1287) محلة كوزران (گوزاران) در شمال غربی آنجاست. ده بكری در دهستان كوهستانی مرغك،‌ در حدود 26 كیلومتری جنوب آبادی دارزین، از مراكز ییلاقی اهالی بم است. بم كارگاههای چاقوسازی دارد. از تفرجگاههای مردم شهر باید از ارگ جدید بم نام برد. بم دارای فرودگاه است. از جمله محله های قدیمی شهر، لشكر فیروز است كه در مغرب قلعه قرار گرفته است (محلاتی، ج 1، ص 201، نقشه) هنگام شورش آقاخان محلاتی، نصرت الدوله چهارده ماه بم را محاصره كرد و پیرامون آن عماراتی بنا نهاد (ذوالفقار كرمانی، ص 20) كه بتدریج به نام لشكر فیروز معرف شد.

 3) قلعه (ارگ) بم. شهر قدیمی در محوطه ای محصور در شمال شرقی شهر كنونی بم، كه به نوشتة وزیری كرمانی (1354 ش، ص 92) بر روی سنگی به ارتفاع حدود دویست ذرع قرار دارد و بزرگترین قلعة سالم ایران است. این قلعه از دو قسمت تشكیل شده است: قسمت شمالی كه بر روی تپه ای سنگی و مرتفع قرار دارد، و قسمت جنوبی كه در گودی واقع است. در دورة قاجاریه، به لحاظ عظمت قلعه، اعتمادالسلطنه (1367-1368 ش، ج 1، ص 470) آن را «قلعة خدای آفرین» ضبط كرده است. امروز همة قسمتهای این ارگ، به صورت آثار باستانی نگهداری می شود،‌ و قسمتی از شمال آن بازسازی شده است. شهر قدیمی ظاهراً تا 1253 مسكونی بوده، و پس از آن بتدریج از سكنه خالی شده است. مدتی از ارگ آن (قسمت شمالی) به عنون پادگان استفاده می شد (وزیری كرمانی، 1354 ش، ص 94). شهر قدیمی بم ویژگیهای شهرهای ایران بویژه شهرهای خراسان دورة اسلامی را دارد، و مشتمل بوده بر قلعه یا ارگ (حاكم نشین) و خزاین و زندان. قسمت اصلی شهر (به اصطلاح جغرافیانویسان قدیم: شارستان) و گرداگرد آن (رَبَض) با برج و بارو از هم جدا می شد. امروز گاهی به اشتباه همة قسمتها را ارگ یا قلعه می گویند. هستة مركزی شهر (جای مسكون) كه در گودی قرار گرفته، به شكل مربع مستطیل با شیبی از مغرب به مشرق به طول حدود 425 متر، و عرض آن از شمال به جنوب حدود سیصد متر است (گوبه ، ص 305)، ارگ (حاكم نشین)، در شمال این مربع مستطیل و متصل به آن بر روی كوه سنگی واقع است و از فراز آن كوههای شاهسواران در جنوب دیده می شود. محوطة كوچكی در شمال غربی شهر قدیمی به مساحت حدود 175 مترمربع قرار گرفته كه احتمالاً بعداً به آن الحاقاتی شده است (همانجا). دژ قدیمی، با خندقی در جنوب كه پلی روی آن بوده، و با برجها و باروی (چهار حصار) كنگره دار محافظت می شده است. این دژ بارها مرمت شده است. دروازه اصلی در جنوب پس از پل قرار دارد، و آثار دروازة شمالی با برجی كنار آن به نام كَتِ كِرْم (یا كَدِ كرم)، میان دیوار دوم و سوم دیده می شود. شهر مشتمل بر میدان و بازار و تكیه و مسجد و حسینیه و زورخانه و چاه و آسیای بادی و اصطبل با آخور (پس از دیوار دوم)، و حمام و زندان بود و با چند بارو و برج حراست می شد. پس از دیوار بلند دوم و دروازة آن، محوطه ای با اتاقهای متعدد برای نگهبانی دیده می شود، كه چاهی در آن حفر شده و ساختمان دو طبقة كنار آن هنوز برجاست كه احتمالاً در دوره ای قدیمی بر روی بناهای قدیمتر ساخته شده است. مجموعة میرزا نعیم در مشرق بازار قرار دارد كه اخیراً تعمیر شده است. محوطة حاكم نشین با برج و بارو، و دروازه و حرم حاكم در جنوب آن و خانه ای به نام «چهارفصل» پس از دیوار سوم قرار گرفته كه سالمترین قسمت به جا مانده از شهر قدیمی است كه پیش از انقلاب اسلامی تعمیر شده است. ویرانه های مسجد در قسمت جنوبی شهر در مشرق بازار قرار دارد كه در محوطة شمالی آن محلة‌ اعیان نشین بود، و نزدیك آن زورخانه ای با عمق 5/1 متر به شكل مربع قرار داشت. ساختمان اصطبل و طویله در محوطة زیر ارگ، و میدانی در بالای بازار با كاروانسرایی نزدیك آن قرار گرفته است. مسجدی نیز كه احتمالاً بر روی خرابه های مسجد جامع (از دورة صفاریان)‌احداث شده است، محرابی با تاریخ 810 دارد. امروزه از مسجد جامع دورة صفاریان،‌ براثر خاكریزی بر سطح مسجد دورة صفاریان، بر روی مسجدی قدیمیتر بنا شده بوده است. در كنار مسجد، چاهی وجود دارد كه نزد اهالی مقّدس است. در سال پیروزی انقلاب اسلامی نماز عیدفطر در همین مسجد كه حیاطی مربع شكل دارد خوانده شد. در سوگواریهای مذهبی، مردم از شهر جدید بم به این مسجد می روند و در محراب آن شمع روشن می كنند. به نظر گوبه، از رودی كه از شمال ارگ می گذشته،‌ نهری حفر شده بوده كه وارد شهر می شده است (ص 306)، و امروزه بستر خشك آن دیده می شود. مقدسی (ص 465)‌ نیز از نهری نام برده كه از محلة‌ بزازان می گذشته است و ظاهراً مقصود او همان نهر است. همچنین مقدسی از یكی از مساجد جامع كه اصطخری (ص 166) و ابن حوقل (ص 312)‌ نیز از آن نام برده اند، سخن گفته است كه آثار آن در مغرب محوطة اصلی به جا مانده است. شمال غربی آن كاروانسرا و حسینیه ای قدیمی قرار دارد. محله قدیمی بزازان بیش از همة قسمتها ویران شده است. در شمال این محله، دروازه ای با باروی كنگره دار، قسمت اصلی شهر را از ارگ جدا می كند كه پس از آن قسمت دوم شهر قرار گرفته و با خیابان شرقی – غربی از قسمت اول جدا شده است. عمده ترین ساختمان آن، میدانی است كه در كناره های آن آخورهای اسب، و در قسمت جنوب شرقی آن چاهی قرار گرفته است. آثار آسیای بادی در قسمت شمال غربی آن دیده می شود. بالای آخورها در طبقة دوم جای سربازان بوده است. گویا در همین جا بوده است كه لطفعلی خان زند، پس از درگیری با حاكم بم دستگیر می شود. در قسمت غربی این محوطه، پس از جایگاه سربازان و میدان و آخور، كاروانسرای قدیمی واقع شده است. در قورخانه، خانة نظامیان دو طبقه است. زندان در محوطة اداری حاكم نشین قرار دارد كه پس از گذشتن از دالانی به عمق چهارمتر به محوطة پهن تری متصل می شود. به نظر پوپ ، ویرانه های دیواری كه در مشرق شهر قدیمی در محلة باغ دروازه (امروزه نزدیك گورستان) دیده می شود، بقایای مسجد حضرت رسول صلّی اللّه علیه و آله و سلّم است كه عبدالله بن عامر در دورة‌ عثمان آن را بنا كرده است (ج 3، ص 930؛ ظاهراً پوپ این مطلب را از كتاب سفرنامة ژنرال سرپرسی سایكس، ص 254، و سایكس آن را از تاریخ كرمان، وزیری كرمانی، 1364 ش، ج 1، ص 280، گرفته است). اما این مطلب چندان صحیح به نظر نمی رسد، زیرا رفتن عبدالله بن عامر به شمر بم در كتابهای معتبری مانند فتوح البلدان بلاذری و تاریخ الرسل و الملوك طبری نیامده است؛ بعلاوه مسلمانان مساجد را در داخل شهر می ساختند، نه در كنار شهر، سایكس محلة‌كنونی گوزاران را كنار رود كجاران (گزاران) شاهنامه می داند (سایكس، همانجا).

 وضع ساختمان قلعه از دورة‌ ناصرالدین شاه (حك: 1264-1313) تاكنون تغییر چندانی نكرده است. به نوشتة‌ ذوالفقاری كرمانی (ص 23)، در دورة‌ ناصرالدین شاه، قطر دیوار قلعه 28 ذرع، وعرض خندق دوازده ذرع بود. دروازة‌ اصلی در جنوب بود و از روی پلی چوبی وارد شهر می شدند. قلعه دارای 51 برج در پیرامون، و نُه برج با شكلهای مختلف و بسیار بزرگ بود. برج میان دیوار غربی، سیزده ضلع بیقاعده داشت و محیط آن 104 ذرع بود. از زیر آن آبی از بیرون وارد شهر می شد، اما در همة خانه ها برای هنگامی كه در محاصره قرار می گرفتند چاه كنده بودند كه عمق آنها میان پنج تا هشت ذرع بود. از دروازة اول كه داخل شهر می شدند، نخست از میان بازاری رو به شمال می رفتند كه طول آن 120 ذرع و عرض آن چهار ذرع بود كه از هر سو راسته بازار داشت. برای ورود به ارگ می بایست از سه دروازه می گذشتند، به عبارت دیگر شهر با ساخت دیوار محافظت می شد. در شمال، در دیوار قلعه رو به بیرون دروازه ای بود كه مخصوص اهل ارگ بود و به آن دروازة كَتِ كَرْ می گفتند. پس از شكست آقاخان محلاتی، سكونت در قلعه و شهر قدیمی ممنوع شد، از اینرو مردم بیرونِ قلعه را آباد كردند (ذوالفقار كرمانی، ص 20، 23-24).

 پیشینه. الف) پیش از اسلام. درباره بم پیش از اسلام و قلعه آن اطلاع چندانی در دست نیست. به نوشتة‌ اعتمادالسلطنه (1367-1368 ش، همانجا)‌ بم از بناهای بهمن بن اسفندیار است. در اواخر دورة اشكانیان، از لشكركشی اردشیر به منطقه ای كه بم در آن قرار داشت مطالب فراوانی در دست است نام آثار باستانی پیرامون قلعة بم امروزی، مانند نرماشیر و قلعة دختر، از زمان ساسانیان حتی پیش از آن در منابع دیده می شود. ظاهراً منطقة بم در دورة‌ اشكانیان نیز آباد بوده است. طبق كارنامة اردشیر بابكان، او در لشكركشی خود به دژ گذاران (در شاهنامه: كجاران) با هفتان بوخْت ( در شاهنامه: هفتواد)، پادشاه آن منطقه، به جنگ پرداخت (ص 55-61) فردوسی محل كجاران را در خطة‌ دریای پارس (خلیج فارس و دریای عمان)‌ آورده است (ص 139)‌. از لحاظ جغرافیای آن زمان، دریای پارس پهناورتر بود وبطلیموس آن را پرسیكوس سینوس ضبط كرده است (مشكور، ص 12).

  طبق مطالب كارنامة اردشیر بابكان، هفتان بوخت در دژ گذاران پادشاهی می كرد، و دژ گولار و دستگرد (دستجرد= مزرعه)، جزو دژ گذاران به شمار می آمد (ص 55-61) به نوشتة فردوسی،‌ هفتواد پس از كشتن یكی از امرای محلی، بر سر كوهی نزدیك كجاران دژی ساخت (ß فردوسی، ج 7، ص 141-142) كه احتمالاً نخستین پایه های قلعة بم بود، چون در آن نزدیكی جز كوه سنگی كه امروزه ارگ بم بر روی آن است، كوهی دیده نمی شود.

 فردوسی رویداد تاریخی لشكركشی اردشیر را با افسانة شگفت انگیزی در هم آمیخته است؛ برای مثال از دختر هفتواد «اختر» (بخت و اقبال)‌ سخن گفته كه به پنبه ریسی می پرداخته است. او با پرورش كرمی در دوكدان و استفاده از فَره «اختر» (اقبال) كرم، توانسته بود طرازی فراوان بریسد كه سبب ثروتمند شدن هفتواد شده بود. بنابر مطالب شاهنامه قلمرو هفتواد كه شاه آن منطقه شمرده می شد، از دریای چین تا كرمان بود (همان، ج 7، ص 143). طبق مطالب كارنامة اردشیر بابكان، هنگام لشكركشی اردشیر به گذاران، هفتواد بر بومِ سِند و مكران و دریای پارس نیز فرمانروایی داشت (ص 57). اردشیر بی شك از راه سیرجان – دارزین یا جیرفت – دارزین به بم لشكر كشیده است. چون لشكر دوازده هزار تنی او نمی توانسته است از مسیر بدون آب (رود) و چمنزار پیشروی كند، در شاهنامه بارها از واژة آبگیر در مسیر این لشكركشی سخن به میان آمده كه ظاهراً مقصود هلیل رود یا رود لاله زار است (فردوسی، ج 7، ص 145، 147).

 در كارنامة اردشیر بابكان همچنین آمده است كه در جنگ دوم، پس از پیروزی اردشیر و كشته شدن هفتان بوخت، اردشیر «خواسته و زر و سیم از آن به دژ به هزار بار شتر كرد [و] به گوار (اردشیر خُرّه) گسیل كرد» (ص 87). طبری (سلسلة اول، ص 820) نیز این مطالب را تـایید كرده است. به نوشتة او، اردشیر به اَلّار (نولدكه، ص 41-69: گُلار) از رستاق (از مناطق روستایی) كوجَران (كجاران) لشكركشید و مال و گنج فراوان به دست آورد كه این ثروت بی تردید از تولید ابریشم آن منطقه بوده است. ظاهراً انگیزة لشكركشی اردشیر به گذاران نیز به دست آوردن ثروت حاصل از ابریشم بوده است. بارون كارا دو وو، پس از بررسی دقیق مطالب شاهنامه، به این نتیجه رسیده است كه خاستگاه ابریشم، باید ایران باشد، نه چین (ج 1-2، ص 290).

 ب) پس از اسلام. به نوشتة افضل الدین كرمانی (ص 121)، كرمان را عبدالله بن عامر كُرَیْز گشود و تربت او در بم است. برخی نیز گویند آنجا را عمربن عبدالعزیز فتح كرد، اما نخستین بار بلاذری (ص 551) نام بم را آورده است. به نوشتة او، هنگام فرار یزدگرد و سقوط شیرجان (سیرجان) ابوموسی اشعری، ربیع بن زیاد را به كرمان گسیل داشت. او نواحی پیرامون شیرجان را گشود و با اهل بم و اندغار [از شهرهای قدیمی كرمان] صلح كرد، اما بعداً این بلاد كفر ورزیدند و پیمان شكستند. در دورة بعدی، بویژه پس از استحكام حكومت مركزی در بغداد و رونق گرفتن اقتصاد منطقه، اطلاعات ما از بم بیشتر است. از قرن سوم و چهارم از بم و از جاده هایی كه بم را با مناطق و شهرهای دیگر پیوند می داده مطالبی آمده است. ابن خردابه (ص 49، 54) و قدامه بن جعفر (ص 196) از جادة بم – جیرفت تا نرماشیر سخن گفته اند. قلعة بم در آن دوره مشهور بوده است، به طوری كه یعقوب لیث در شوال 259 رهسپار نیشابور شد و محمدبن طاهر را دستگیر كرد و خود و خاندانش را در قید و بند به قلعة كرمان فرستاد (یعقوبی، ص 85)‌ یعقوبی (ص 62) در قلاع كرمان از قلعة بم سخن گفته می افزاید: «قلعة كرمان كه به آن قلعة بم می گویند...» ظاهراً این سخن به لحاظ اهمیت قلعة‌ بم در آن دوره در ولایت كرمان بوده است. ابن فقیه (ص 206، 208) بم و جیرفت و هُرموز را از شهرهای كرمان آورده و فاصلة جیرفت – بم را بیست فرسنگ نوشته است. ابن رسته (ص 106) نخستین بار بم را از كوره های استان كرمان ضبط كرده است. از قرن چهارم به بعد، به لحاظ پیدایش مركزیت درسرزمینهای خلافت و توسعه یافتگی اقتصادی – اجتماعی جهان اسلامیِ آن روز، اقتصاد بم نیز رونق گرفت، زیرا آب فراوان داشت و در مسیر جاده ای بود كه از كویر می گذشت. بم از یك سو مناطق جنوب شرقی ایران را به خراسان (و ماوراء النهر) و چین و ماچین، و از سوی دیگر ایالات سیستان، سند و كابل و حتی هندوستان را به بغداد (مركز خلافت) پیوند می داد و از این طریق با آن مناطق مراودة‌ اقتصادی داشت؛ از اینرو به یكی از كانونهای برخورد فرهنگی و اجتماعی قومهای مختلف تبدیل شد، و نیز محل داد و ستد كالاهای ممالك مختلف گردید. در این دوره، كرمان از لحاظ جغرافیایی به دو بخش شرقی و غربی تقسیم و، دوشق خوانده می شد:‌ شق شرقی مشتمل بر بم و نرماشیر و جیرفت بود (محمدبن ابراهیم، ص 32، حاشیه). بم در این دوره به لحاظ رشد شهرنشینی در بلاد اسلامی، از طریق هرموز و دریای فارس با عراق و شام و مصر روابط اقتصادی یافت؛ و ناحیة بم با دهكده های حاصلخیز و آب و هوای خوش كه بهتر از جیرفت بود، شهرت پیدا كرد. اصطخری (ص 164) و ابن حوقل (ص 312-315) از دیوار مستحكم بم و جاده های آن تا سیرجان و هرموز، و از طرازی [=كارگاهی] كه در آنجا سلطان داشت مطالبی آورده اند و محصولات آن را ستوده اند؛ از جمله جامه های بلند كه به عراق و مصر و خراسان صادر می شد، طیلسانها،‌ و جامه هایی عالی كه هریك حدود سی دینار ارزش داشت و در عراق و خراسان و مصر به فروش می رفت (نیزß مقدسی، همانجا). در 372، به نوشتة‌ مؤلف حدود العالم (ص 128)، «بم شهری است با هوایی تن درست و اندر شهرستان وی حصاری است محكم و از جیرفت مهتر است، و اندر وی سه مزگت [=مسجد] جامع است، یكی خوارج را و یكی مسلمانان را، و یكی اندر حصار، و از وی كرباس عامه و دستار بمی و خرما خیزد.»

 ظاهراً پس از قرنها دوباره بم به تولید ابریشم دست یافت و توانست فرآورده های ابریشمی خود را به بلاد دیگر صادر كند و به احتمال قوی مبدا «جادة ابریشم» بم بوده است. قلعة بم از قرنهای نخستین اسلام تا دورة قاجاریه 1255-1256، اغلب پناهگاه شورشگران بوده است، به طوری كه در 297 سُبكَری، حاكم فارس، پس از شكست خوردن از سردار خلیفه در شیراز، به بم پناهنده شد (ابن اثیر، ج 6، ص 136) در 324. معزالدوله دیلمی در یورش به كرمان، بم را تصرف كرد (همان، ج 6، ص 255) در 364، یُوزتُمُر پس از شكست از مطهربن عبدالله، سردار عضدالدوله، وارد بم شد و حصاری گردید (همان، ج 7، ص 62). در 391، بهاء الدوله دیلمی به سرداری استاد هرمز به بم حمله كرد. در این هنگام طاهربن خلف از صفاریان در قلعة بم به سر می برد (همان، ج 7، ص 210) در492، تیرانشاه، پسر تورانشاه فرزند قاوُرْت، پس از شورش مردم كرمان بر ضد او به شهر بم فرار كرد، اما اهالی بم از ورود او به شهر جلوگیری كردند و با وی جنگیدند (همان، ج 8، ص 203) در 584، افضل الدین كرمانی در عِقدالعُلی برای نخستین بار بم را ولایت ضبط كرده است. به نوشتة او، بم ولایتی معمور از بلاد كرمان بود و از آنجا ابریشم صادر می شد (ص 128) در دورة سلاجقه، به دستور محمدبن ارسلان شاه (536-551) مساجد و رباط و مدرسه در بم و جیرفت ساخته شد (محمدبن ابراهیم، ص 42) ادریسی، جغرافیادان بزرگ جهان اسلام در بلاد مغرب (493-560) از كارگاههای پارچه های پنبه ای و طیلسانهای فاخر بم كه بازرگانان به بلاد مصر و شام و عراق می آورده اند، مطالبی گفته كه نشان دهندة رونق صنایع دستی دربم و پیوندهای اقتصادی بم با دیگر بلاد اسلامی است (ج 1، ص 435) در قرن ششم، بم از لحاظ مركزیت سیاسی وضع خاصی پیدا كرد، به طوری كه در حكومت ملك ارسلان بهرامشاه بن طغرل (متوفی 567 یا 570)، برای نخستین بار «دارالملك» خوانده شد (محمد بن ابراهیم، ص 56، 69، 71) در اواخر قرن هشتم، در تسلط غزان بر كرمان، فرزند كهین ملك دینار عجمشاه (حك:‌ 592-600) در بم حكومت می كرد (همان، ص 192)‌ در اوایل قرن هفتم، یاقوت حموی بم را «مدینه جلیل» و از شهرهای بزرگ كرمان نوشته و آب آن را از قنات دانسته است (ج 1، ص 737) كه نشاندهندة آبادیها و كشتزارهای پیرامون قلعة بم (شهر بم در آن روزگار) است، چون آب قنات به قلعه كه در ارتفاع قرار داشت سوار نمی شد و احداث قناتها برای كشت در نواحی اراضی جنوب قلعة كنونی بم بود. این اراضی امروزه مشتمل بر شهر بم و حومة آن است. ظاهراً از اوایل قرن هفتم،‌ گروههایی از مردم در خارج از قلعه نیز ساكن بوده اند. از قرار معلوم بر اثر حملة مغول و جنگهای فراوان پس از آن، در بم دشواریهای اقتصادی – اجتماعی پدید آمده بود، به طوری كه رشیدالدین فضل الله (645-718) به پسرش كه حاكم كرمان بود، دستور داد مدت سه سال مردم كورة‌ ولایت بم را از پرداخت مالیات معاف كند تا كشتزارهای ایشان شود (رشید‌الدین فضل‌الله، ص 10-12).

 در 696 غازان‌خان، محمدشاه پسر حجاج سلطان را به كرمان فرستاد، چون در این هنگام نصرت مَلِك شورش كرده و در قلعه بم متحصن شده بود (وصاف حضره، ص 181). بر طبق مطالب تاریخ آل‌مظفر، امیر مبارز‌الدین (700-765) از شاهان آل‌مظفر،‌ پس از چهار سال محاصره قلعه بم، آن را گشود (كتبی، ص 44-45) و سرانجام در قلعه بم درگذشت. بم در دوره آل‌مظفر رو به ویرانی نهاد (همان، ص 144). حمدالله مستوفی قلعه بم را همان قلعه هفتواد دانسته است. به نوشته او «كرم هفتواد در بم بتركید» (ص 140). در 742، هنگام یورش امیر مبارزالدین به قلعه بم، اخی شجاع‌الدین خراسانی كه مدتی كوتوال قلعه بم بود، ارگ بم را تعمیر كرد و آماده دفاع شد (وزیر كرمانی، 1364 ش، ج 1، ص 483).

 در این هنگام، بم دارای خندق و حصاری بود (معین‌الدین یزدی، ج 1، ص 130) كه كما بیش مطابق با خندق و حصار امروزی قلعه بم است. پس از حمدالله مستوفی، دیگران هم بم را همان قلعه هفتواد دانسته‌اند، از جمله معین‌الدین یزدی در 767 می‌نویسد: «در خطه بم قلعه‌ای است كه از بلندی ایوان به عمارت سلیمان اشتهارد یافته است و در تواریخ عجم ذكر آن به دژ هفتواد مانده است» (ج 1،‌ ص 123).

 در 811، میرزا ابابكر، از سرداران تیموری، ‌در خطه بم، شهر و بلوكات پیرامون آن را مدتی تصرف كرد (خواندمیر، ج 3، ص 571). در اوایل قرن نهم، مردم در بیرون از قلعه بم هم ساكن بوده‌اند، زیرا طبق مطالب رساله مقامات عرفای بم (اوبن، ص 178) «چون ابابكر به بم آمد، لشكر از هر طرف بر او گرد آمدند و او را ترغیب كردند به عمارت قلعه بم چنانكه حكم كردند كه خلق بروند و بنیاد عمارت كنند و خانه‌ها به اندرون قلعه برند.»

 در 857، طبق مطالب مقامای عرفای بم (همان، ص 124) هنگامی كه سلطان سنجر ]=بابر میرزا[ كرمان را گشود، در بم قحطی پیش آمد «چنانكه در بم بر دو دولتخانه سید ]طاهرالدین محمد، از عرفای بزرگ بم[ بسیار خلق جمع می‌شدند و نان می‌گفتند و جان می‌دادند.» در 860،‌ سیدطاهرالدین محمد، ‌در این شهر به قتل رسید (همان، ص 129-131). به نوشته میرمحمد سعید مشیزی (بردسیری) در 1047، بم با جیرفت و نرماشیر و خبیص جزر ولایت اربعه به شمار می‌آمد (ص 95، 217، حاشیه). در 1105 كه شاه سلطان حسین جانشین پدرش شد، محمود افغان نیز به ایران حمله كرد. محمود افغان در حمله به نرماشیر، به كوتوال قلعه بم نامه نوشت،‌ اما حاكم با او همراهی نكرد (باستانی پاریزی، ص 380). پس از محمود، اشرف غلزائی بر سر كار آمد. در این دوره اوغانان ]=افغانها[ توانستند بم را مانند گواشیر و نرماشیر و خبیص و گَوك (گلباف كنونی) و رفسنجان تصرف كنند (وزیری كرمانی، 1364 ش، ج 2،‌ ص 651). در 1209، لطفعلی خان زند از دست لشكریان آقامحمد به قلعه بم گریخت (سپهر، ج 1، ص 69). او مسافت شهر كرمان تا قلعه بم را كه 34 فرسنگ بود، در یك شبانه‌روزی طی كرد (موسوی اصفهانی، ص 389). پس از آن، آقا محمدخان قاجار (حك: 1200-1211) ششصد اسیر را در كرمان زد، و سرهای آنان را با سیصد اسیر به بم فرستاد، حاكم بم نیز آن سیصد اسیر را به قتل رسانید و با سرهای این نهصد تن مناره‌ای در شهر برپا كرد كه هفده سال پس از آن (1226) سیاح انگلیسی، پاتینجر،‌ آن را به چشم خود دید (ص255، پانویس 2). به نوشته او بازار بم بزرگ و پر از انواع كالاها بود (ص 230). به نوشته شیروانی در 1248، بم هزار خانه داشت و دارای میوه‌های گرمسیری و سردسیری بود (ص 148). به نوشته اعتمادالسلطنه،‌ در 1255 «آقاخان محلاتی، ابن‌شاه خلیل‌الله رئیس طایفه اسماعیلیه كه سابقاً به بم متحصّن شده بود،‌ اطمینانی یافته به دارالخلافه آمد» (1363-1367 ش، ج 3، ص 1649). به نوشته وزیری كرمانی (1354 ش، ص 94) آقاخان محلاتی در 1253 پس از شورش، قلعه بم را مامن خود ساخته بود. در 1271، ارگ بم تعمیر شد (اعتمادالسلطنه، 1363 ش، ج 1، ص 95). در 1293، به نوشته وزیری كرمانی (1354 ش، همانجا)، در بالای ارگ بم آسیای بادی بود كه با باد شمال به حركت در می‌آمد. در دوره ناصرالدین شاه، در 1268، دو رشته قنات در بم و نرماشیر احداث شد (اعتمادالسلطنه، 1363 ش، ج1،‌ ص 92). در این دوره منسوجات بم معروف بود (اعتمادالسلطنه، 1367-1368ش،‌ ج1،‌ص 470). در 1297 فیروزمیرزا فرمانفرما در سفرنامه كرمان و بلوچستان می‌نویسد: ‌«شهر (بم) كه در زیر ارگ واقع شده بكلی خراب می‌باشد كه خانوار هم ساكن نیست» (ص 7).

 منابع: ابن‌اثیر، الكامل فی‌التاریخ، بیروت 1405/1985؛ ابن‌حوقل، كتاب صوره‌الارض، چاپ دخویه، ‌لیدن 1967؛ ابن‌خرداذبه، كتاب المسالك و الممالك،‌ چاپ دخویه، ‌لیدن 1967؛ ابن‌رسته، كتاب الاعلاق النفیسه، ‌چاپ دخویه، لیدن 1967؛ ابن‌فقیه، مختصر كتاب البلدان، چاپ دخویه، لیدن 1967؛ محمدبن محمد ادریسی، كتاب نزهه المشتاق فی اختراق الآفاق، قاهره ]بی‌تا[؛ ابراهیم‌بن محمد اصطخری،‌ كتاب مسالك الممالك، چاپ دخویه،‌ لیدن 1967؛ ‌محمدحسن‌بن علی اعتماد‌السلطنه،‌ تاریخ منظم ناصری، چاپ محمد اسماعیل رضوانی، تهران 1363-1367 ش؛ همو، المآثر و الآثار،‌ در چهل سال تاریخ ایران، چاپ ایرج افشار، ج 1، تهران 1363 ش؛ همو، مرآه البلدان، چاپ عبدالحسین نوائی و میرهاشم محدث، تهران 1367- 1368 ش؛ احمد بن حامد افضل‌الدین كرمانی،‌ عقدالعلی للموقف الاعلی، چاپ علیمحمد عامری نائینی، تهران 1356 ش؛ ژان اوین، «مقدمه بر دو رساله صوفیانه، مقامان طاهرالدین محمد و شمس‌الدین ابراهیم»، فرهنگ ایران زمین، ج 2 (1333 ش)؛ ایران. وزارت كشور،‌ قانون تقسیمات كشور و وظایف فرمانداران و بخشداران،‌ مصوب 16 آبانماه 1316، تهران ] بی‌تا[؛ محمد ابراهیم باستانی پاریزی، سیاست و اقتصاد عصر صفوی، تهران 1357 ش؛ احمدبن یحیی بلاذری، فتوح البلدان، چاپ عبداله انیس طبّاع و عمر انیس طبّاع، پیروت 1407/1987؛ هنری پاتینجر، مسافرت سند و بلوچستان، اوضاع جغرافیائی و تاریخی، ترجمه شاهپور گودرزی، تهران 1348 ش؛ ‌حدود العالم من المشرق الی المغرب، چاپ منوچهر ستوده،‌ تهران 1340 ش؛ حمدالله‌بن ابی‌بكر حمدالله مستوفی، كتاب نزهه القلوب، چاپ گی‌لسترنج، لیدن 1915، چاپ افست تهران 1362 ش؛‌ غیاث‌الدین‌بن همام‌الدین خواندمیر، تاریخ حبیب‌السیر، چاپ محمد دبیرسیاقی،‌ تهران 1353 ش؛ ذوالفقار كرمانی، جغرافیای نیمروز، تهران 1374 ش؛ حسینعلی رزم‌آرا، فرهنگ جغرافیایی ایران (آبادیها)، ج 8:‌ استان هشتم (كرمان و مكران)، ‌تهران 1355 ش؛ رشیدالدین فضل‌الله، كتاب مكاتبات رشیدی، چاپ محمد شفیع، لاهور 1364/1945؛ پرسی مولزورث سایكس، سفرنامه ژنرال سرپرسی سایكس، ترجمه حسین سعادت نوری، ‌تهران 1336 ش؛ محمدتقی سپهر، ناسخ‌التواریخ:‌ سلاطین قاجاریه، چاپ محمدباقر بهبودی، تهران 1344-1345 ش؛ زین‌العابدین بن‌اسكندر شیروانی، بستان السیاحه،‌ یا، سیاحت‌نامه، تهران 1315، ‌محمد بن جریر طبری،‌تاریخ الرسل و الملوك، چاپ دخویه، لیدن 1879-1896، چاپ افست تهران 1965؛ ابوالقاسم فردوسی، شاهنامه فردوسی، متن انتقادی، مسكو 1963-1971؛ فیروز میرزابن عباس‌میرزا فرمانفرما، سفرنامه كرمان و بلوچستان، چاپ منصوره اتحادیه (نظام مافی)،‌ تهران 1360 ش؛ قدامه بن جعفر، كتاب الخراج، چاپ دخویه، لیدن 1967؛ كارادووو، متفكران اسلام، ترجمه احمد آرام، ج 1-2،‌ تهران 1363 ش؛ كارنامه اردشیر بابكان، با متن پهلوی، آوانویسی،‌ ترجمه فارسی و واژه‌نامه، چاپ بهرام فره‌وشی، تهران 1354 ش؛ محمود كتبی، تاریخ آل‌مظفر،‌ چاپ عبدالحسین نوائی، تهران 1364 ش؛ هاینس گویه،‌ «ارگ بم» ترجمه كرامت‌الله افسر، در نظری اجمالی به شهرنشینی و شهرسازی در ایران، چاپ محمد یوسف كیانی، تهران 1365 ش؛ محمد مهدی محلاتی، جغرافیای شهر بم، تهران 1367 ش؛‌ محمدبن ابراهیم، تاریخ كرمان: سلجوقیان و غز در كرمان، چاپ باستانی پاریزی، تهران 1343 ش؛‌ مركز آمار ایران،‌ سرشماری عمومی نفوس و مسكن 1375: نتایج تفصیلی كل كشور،‌ تهران 1376 ش؛ احمد مستوفی،‌ شهداد و جغرافیای تاریخی دشت لوت، تهران 1351 ش؛ محمد جواد مشكور، «نام خلیج فارس»، در مجموعه مقالات خلیج فارس، تهران 1369 ش؛ محمد سعید بن علی مشیزی، تذكره صفویه كرمان، تهران 1369 ش؛‌ علی بن محمد معین‌الدین یزدی، مواهب الهی، ‌چاپ سعید نفیسی، ‌تهران 1326 ش؛ محمد بن احمد مقدسی،‌ كتاب احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم، چاپ دخویه، لیدن 1967؛ محمدصادق موسوی اصفهانی، تاریخ گیتی‌گشا، با مقدمه سعید نفیسی، تهران 1363 ش؛ تئودور نولدكه،‌ تاریخ ایرانیان و عربها در زمان ساسانیان، ترجمه عباس زریاب، تهران ]تاریخ مقدمه 1358 ش[؛ احمدعلی وزیری كرمانی، تاریخ كرمان، چاپ باستانی پاریزی، تهران 1362 ش؛ همو، جغرافیای كرمان، چاپ باستانی پاریزی، تهران 1354 ش؛ عبدالله بن فضل‌الله وصاف حضره، تحریر تاریخ وصّاف، به قلم عبدالمحمد آیتی، تهران 1346 ش؛‌ یاقوت حمودی، معجم‌البلدان، چاپ فردیناند ووستنفلد،‌ لابیزیك 1866-1873؛ چاپ افست تهران 1965؛‌ احمدبن اسحاق بعقوبی، البلدان،‌ترجمه محمد ابراهیم آیتی،‌ تهران 1356 ش؛

 
 




سلام به همه دوستان و بازدید کننده های عزیز
اگر مایلید مطالب مورد نظر شما با نام خودتان اینجا در این وبلاگ چاپ بشه لطفا مطلب بفرستید
قبلا از اینکه به سایت خودتون سر میزنید از همه شما سپاسگزارم.مطالب این سایت عموما برای بالا بردن اطلاعات عمومی است و در زمینه ادبیات نیز فعالیت دارد

مدیر وبلاگ : محمدهادی برائی نژاد
نظرسنجی
نظرتان راجع به این وبلاگ و مطالب آن چیست؟








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
آمار